رجبعلی لباف خانیکی، باستان شناس و پژوهشگر میراث فرهنگی در یادداشتی نوشت: صبح روز ۱۹ تیر ماه ۱۳۷۵ با صدای زنگ از بالین برخاستم و به اتفاق رانندهٔ اداره کل میراثفرهنگی خراسان عازم توس شدیم در باغِ آرامگاه چند نفری بودند و من به سمت آرامگاه فردوسی و به جایی رفتم که رهبر معظم انقلاب در مقابل آرامگاه ایستاده بودند و آرامگاه را نظاره میکردند.در آغاز با اشاره به خبرهای نامناسب در مورد نابسامانی توس، از چگونگی اوضاع توس و آرامگاه پرسیدند که من ساخت و سازهای ناموجه در عرصهٔ شهر تاریخی توس و خدشه به لایههای تمدنی این شهر را توضیح دادم و ایشان به صراحت به وظیفه مسئولان اشاره کردند که اقدامات قانونی پیشگیرانه را اعمال کنند.
پس از بازدید از آرامگاه فردوسی و تعریف تمجید رهبر معظم انقلاب از فردوسی و شاهنامه، به بازدید هارونیه رفتیم و ایشان با دقت آن بنا را بازدید کردند و در حالیکه سنگ یادبود بزرگداشت غزالی در جلو هارونیه را مشاهده میکردند دربارهٔ ارتباط غزالی و هارونیه پرسیدند که من ضمن توصیف هارونیه و اقدامات مرمتی آن توسط انجمن آثار ملی، به عرض رساندم که بعید است هارونیه ارتباطی به غزالی داشته باشد زیرا بر اساس شواهد، هارونیه در اوابل قرن هشتم ه.ق ساخته شده در حالیکه غزالی بین سالهای ۴۵۰ تا۵۰۵ هجری قمری میزیسته است.
در ادامه گزارش مختصری از کاوشهای باستانشناسی انجام شده در محلی به نام «بِجَه خشتی» در مجاورت بارهٔ توس و گورستان سفالقان را ارائه و به آثار و شواهدی اشاره کردم که بر صومعه و آرامگاه غزالی را گواهی می دادند و ایشان با علاقه و کنجکاوی پرسشهایی را مطرح میکردند و من حتیالامکان به استناد یافتهها پاسخ میدادم.ایشان در مورد شخص غزالی نیز مطالبی بیان کردند و ضمن نقدی که به غزالی داشتند از سهم بزرگش در ارتباط با ترویج اسلام یاد کردند و در نهایت گفتند: نفع غزالی در اسلام بیش از ضررش بوده است.
من از فرصت استفاده کردم و از ایشان پرسیدم که میتوانیم آرامگاه غزالی را احیاء کنیم یا بنای یاد بودی برای غزالی ودیگر بزرگان توس همانند مقبرة الشعرای تبریز در آن مکان بسازیم ایشان فرمودند: «با رعایت موازین اشکالی ندارد».
از جلو هارونیه به سمت آرامگاه شادروان حسین خدیو جم رفتیم و ایشان بعد از فاتحه درباره ایشان و برخی شاعران خراسانی مطالبی فرمودند.
در شُرُف ترک توس از ایشان خواهش کردم با نوشتن مطلبی ما را در ادارهٔ توس راهنمایی کنند اما کاغذ در دسترس نبود. در میان کسانی که در نزدیک هارونیه جمع شده بودند نوجوانی را دیدم که دفتری به همراه دارد ورقی از دفتر آن نوجوان را گرفتم و به رهبر معظم انقلاب دادم و ایشان آن یادداشت بسیار پر محتوا و مهم را مرقوم فرمودند.
به دنبال آن بازدید و و بیان نکتهها و اندرزهای سازنده در آن یادداشت، عصر آن روز به من اطلاع دادند که صبح روز بیستم تیر نیز باید به دیدار رهبر انقلاب بروم. به اتفاق شادروان خلوصی مدیر کل وقت میراث فرهنگی و دکتر محمدجعفر یاحقی استاد دانشگاه فردوسی در باغ ملک آباد به دیدارشان رفتیم بدون تشریفات و در کمال سادگی و با صراحت از هر دری سخنی رفت و دغدغهٔ رهبری وضعیت فرهنگی و مقولهٔ خراسان شناسی بود و در این جا هم پای برخی بزرگان و شاعران معاصر همچون اخوان و شاملو و فرخ و قهرمان و بیان خاطراتی از محافل ادبی مشهد به میان آمد و دغدغه ها و تنگناهایی که در بیان برخی حقایق وجود دارد. از جمله دکتر یاحقی از غزالی سخن به میان آورد و از این آن شخصیت گاهی مورد بی مهری قرار میگیرد اظهار نگرانی کرد که رهبر انقلاب در جواب دکتر یاحقی گفتند شما کار خودتان را بکنید و به تحقیق و پژوهش ادامه دهید.
خراسان پژوهی و خراسان شناسی بیش از همه نَقلِ مجلس بود که رهبر معظم انقلاب با یادآوری کارهای انجام شده توسط محمد کاظم امام و دکتر علی شریعتی خود خاطرات و حرفهای زیادی در مورد خراسان برای گفتن داشتند.
بحثهای مربوط به خراسان و خراسان پژوهی لزوم نهادی با عنوان «مرکز خراسان شناسی» را ایجاب کرد و در آغاز مقام رهبری پیشنهاد دادند که آن مرکز در دانشگاه فردوسی ایجاد شود و مرحوم خلوصی هم اعلام آمادگی کرد که مرکز خراسان شناسی در میراث فرهنگی باشد اما دکتر یاحقی با هیچکدام موافق نبود زیرا اعتقاد داشت که چنان نهادی نباید دولتی باشد و در نهایت بنا به پیشنهاد رهبری مقرر شد که مرکز خراسان شناسی با اعتبار و زیر نظر آستان قدس رضوی فعالیت خود را آغاز کند.
مرکز خراسان شناسی از همان آغاز تآسیس خوش درخشید و در قالب گروه های علمی، علاوه بر نشستهای علمی و انجام طرحهای پژوهشی فصلنامه کتاب پاژ و خبر نامهها و کتابهایی منتشر میکرد و به مثابه دریچهای به تاریخ خراسان بود که متاسفانه دیری نپایید و در سال۱۳۸۰ طومار عمرش در هم پیچید و بعد از انحلال، نامش به بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی تغییر کرد و تنی چند از کارشناسان مرکز خراسان شناسی هم در مرکز خراسان شناسی آستانقدس رضوی به جمع آوری و تدوین «دائرة المعارف آستان قدس رضوی» پرداختند و ما هم نهادی دیگر به نام «فرهنگسرای فردوسی» را پی افکندیم که بعدها «خردسرای فردوسی» شد.
صبح روز بیست و یکم تیرماه در میراث فرهنگی جلسهای تشکیل شد و من از آنچه در توس وباغ ملک آباد گذشت گزارش مفصلی ارائه کردم و در اجرای فرامین رهبری «تشکیل شورای احیای توس» تصویب شد و سال ها بعد در شورای اسلامی شهر مقدس مشهد «کمیسیون ویژه احیاء و آبادانی توس» ایجاد شد و بعد از آن «کارگروه فکری حکیم توس» با حضور ۷ نفر از مدیران تشکیل شد و جلسات متعدد در میراث فرهنگی، استانداری، فرمانداری و آرامگاه فردوسی با شرکت مقامات مسئول بر گزار شد و البته به واگذاری طرح های آمایش و طرح جامع و سامانده توس به پیمانکار و نیز انضمام شهر تاریخی توس به عنوان منطقه ۱۲شهر مشهد انجامید.
اما متاسفانه احتمالا دغدغه های رهبری رفع نشد زیرا کماکان ساخت و سازهای غیر قانونی در عرصه شهر تاریخی توس ادامه یافت و حرمت توس و فردوسی پاس داشته نشد.
بدیهی است که در شهر مقدس مشهد دو مکان داریم به نام «حرم مطهر رضوی» به عنوان نماد مذهبی و «آرامگاه حکیم فردوسی» به عنوان نماد ملی که جا دارد مسئولان از محل اعتبارات ملی برای ساماندهی شهر توس، خرید خانههای ساخته شده در عرصه تاریخی، کاوشهای گستردهٔ باستان شناسی به منظور دستیابی به بقایای معماری شهرِ پر آوازهٔ توس و ایجاد تاسیسات و المانهای مرتبط با فردوسی و شاهنامه اقدام کنند.

انتهای پیام/

نظر شما